این طرز فکر که زیبایی فیزیکی افراد نباید برنحوه قضاوت ما نسبت به سایر خصوصیات آنها تاثیر بگذارد، کاملاً صحیح و منصفانه است، یعنی حذابیت یا عدم جذابیت فیزیکی اشخاص در نگرش ما به درستی، صداقت و لیاقت آنها اهمیت چندانی ندارد. متاسفانه شواهد چیز دیگری می گویند : این که عامل مزبور در برداشتها از اهمیت بالایی برخوردار است و طبق یک عقیده کلیشه شده، آنهایی که دارای زیبایی ظاهری هستند،دارای صفات مثبت نیز می باشند. دیوم در سال 1972 در این زمینه مقاله ای نوشت تحت عنوان:کلیشه «آنچه زیباست، خوب است».
وی در یکی ازآزمایشهای خود تعدادی دانشجوی داوطلب خواست که سه دانشجوی دیگر را بر اساس 27 ویژگی فردی ارزیابی کنند و سپس آنها را در پنج خصوصیت دیگر طبقه بندی نمایند.تصویر سه دانشجوی تحت آزمایش در کتاب سالانه دانشگاه قرار داشت و آنها طوری انتخاب شده بودند که نفر اول دارای چهره ای زیبا، نفر دوم متوسط و نفر سوم نا زیبا بودو نتایج حاصله، آشکارا این فرضیه را تایید می کند که:« زیبایی ظاهری تاثیر عمده ای بر نگرش افراد نسبت به شخص مورد نظر دارد.» در این آزمایش تعدادی از خصایص فرعی به عنوان معیار مطلوبیت اجتماعی در نظر گرفته شده بود.
نتایج مبین آن بود که افرادی که ازجذابیت ظاهری برخوردار هستند، دارای بیشترین میزان مطلوبیت اجتماعی تلقی می شود. باید توجه داشت که نتیجه مزبور بدون توجه به آنکه چه کسی چه فردی را ارزیابی می کند بدست آمد، یعنی عقیده مردان نسبت به زنان، مردان نسبت مردان، زنان نسبت به زنان و زنان نسبت به مردان. همچنین داوطلبان عقیده داشتند که افراد زیبا شغل بهتری دارند، همسر بهتری دارند، در ازدواج خود موفقترند و دارای دیدگاهها و اندیشه های مطلوبتری برای زندگی اجتماعی و حرفه ای هستند و به طور کلی خوشبخت تر می باشند.
علاوه بر تمام اینها، داوطلبان معتقد بودند که اینگونه افراد دارای استعداد بیشتری برای کسب موفقیت و پیشرفت در زندگی هستند.
بدون تردید همگی ما چنین عقایدی را غیر منصفانه و نا عادلانه می دانیم. چس به راستی علت وجود چنین باورهایی در میان مردم چیست؟ به رغم دیون، این گونه طرز فکر بنا به دردو علت چندان هم غیر منطقی نیست: نخست آنکه شخصیت افراد تا حدودی بر ظاهر آنها تاثیر می گذارد؛ برای مثال، آرامش درونی سبب کاهش تنشهای عصبی و در نتیجه کاهش میزان چین و چروک در صورت می شود. دلیل دوم وجود این باور فرهنگی است که «شخص زیبا دارای خصای پسندیده است».
حتی بدون در نظر گرفتن علل فوق نیز، افراد قضاوت اولیه خود را بر اساس ظاهر شخص انجام می دهند. در فصل دوم دیدیم که چگونه مردم خصوصیات شخصیتی را از روی ویژگیهای ظاهری برداشت می کنند و توجهی به میزان درستی و اعتبار قضاوت خود ندارند. همچنان که در ابتدای این فصل ذکر شد، «فرهنگ» عامل بسیار نیرومندی برای قائل شدن ارتباط میان زیبایی و خوبی است. در فیلم های سینمایی و تلویزیونی غالباً می بینیم که قهرمانان زن و مرد افراد جذابی هستند و بالعکس تبهکاران اشخاص زشت و کریه المنظر می باشند. بنابراین جای تعجب نیست که ما نیز با دیدن چنین شخصیتهایی مانند سایر افراد فکر می کنیم که اشخاص زیبا از لحاظ شخصیتی مثبت هستند؛ حال آنکه چنین طرز تفکری تا چه حد در زندگی عادی نادرست است، چندان اهمیتی برایمان ندارد.

دسته‌ها: دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید