بنا بر آنچه ذکر شد، چنین می نماید که اگر شخصی زیباتر از جفت کنونی ما وارد زندگی مان شود، ما جفت خود را کنار گذاشته، شخص جدید را انتخاب می کنیم. اما باید توجه داشته باشیم که علاوه بر جذابیت فیزیکی، عوامل دیگری نیز در حفظ ارتباط تاثیرگذار هستند. سیمپسون در سال 1990 طی آزمایشی، تصاویری از اشخاص زیبا را در اختیار داوطلبان گذاشت و از آنان خواست تا تصاویر را بر اساس جذابیت مورد قضاوت قرار دهند. نتایج نشان داد که آن دسته از داوطلبانی که دارای نامزد یا متاهل بودند، میزان ارزیابی تصاویر را کمتر از سایرین ارزیابی نمودند. نتایج آزمایش بعدی حاکی از آ« بود که اختلاف نظرها بیشتر در مود تصاویر جوانان جنس مخالف وجود دارد. بنابراین می بینیم که دو عامل جوانی و جنسیت مخالف بیش از سایر عوامل برمناسبات افراد تاثیر گذار است. هرچند که نمی توان منکر تاثیر زیبایی فیزیکی بر ایجاد ارتباط شد، اما نتیجه تحقیقات نشان می دهد که میزان تاثیر این عوامل 100% نیست. استروب در این زمینه معتقد است که اگر همه خواهان داشتن جفت زیبا بودند، تنها افراد قلیلی از انتخاب خود خشنود می شدند و کلاً مردم به دو گروه تقسیم می شدند: معدود افراد زیبا و خوشبختی که جفت مطلوب خود را به دست آورده اند، و سایر مرد که ظاهری معمولی دارند و مجبورند جفت خود را از میان افراد عادی برگزینند. طبق نظریه فوق، این افراد هیچ گاه احساس رضایت و خشنودی نمی کنند. باید گفت که چنین عقیده ای شاید در مورد انتخاب لباس و اتومبیل صدق کند، اما در مورد انتخاب همسر درست نیست. مورستین در این مورد می گوید: تنها جذابیت ظاهری نیست که موجب بقای زندگی زناشویی می شود، بلکه ویژگی های دیگری نیز هست که ارتبایط را در دو طرف استحکام می بخشد. به طور کلی می توان گفت که علاوه بر زیبایی فیزیکی، توجه به سایر عوامل همچون شخصیت و رفتار نیز در مطالعه تاثیری که بر دیگران می گذاریم حایز اهمیت هستند.


دیدگاهتان را بنویسید