داشتن يک مونس و غمخوار و همدم که در تمام مسايل زندگي اعم از غم و شادي و اندوه رويارو و همراه باشد، يقيناً از نظر رواني امري مهم محسوب مي¬شود. ازدواج مي¬تواند اين خلاء روحي و عاطفي را پر کند و سپس داشتن يک رفيق، يک هم¬نشين در کنار شخص امري بسيار ضروري و مهم تلقي مي¬شود. همدلي يک نوع عشق خيرخواهانه و نوع پرستانه است (برنشتاين و برنشتاين،1380). احساس مشترک داشتن با ديگري، همان رسيدگي و توجه به اوست. براي دريافت عشق و محبت بيشتر در زندگي به کساني نياز داريم که بتوانیم به راحتي همه¬ حرف¬ها و احساسات خود را با آن‌ها مطرح کنيم، بدون اين که مورد سرزنش و انتقاد و طردشدگي قرار بگيريم (باگاروزی،1387).
محبت در روان¬شناسي و واقعيت زندگي مشترک عميق¬ترين، پايدارترين، جدي¬ترين و در عين حال زيباترين معاني را دارد. محبت فقط يک احساس محض يا کلام تنها نيست. محبت تنها در تقديم يک هديه، گفتن يک جمله زيبا و نگاهي پرمعنا خلاصه نمي¬شود، همه اين ها مي¬تواند نشانه¬اي از رفتار محبت آميز باشد. اما محبت يک مرام تربيتي و شيوه زندگي است، محبت زيباترين جلوه ايمان و باشکوه¬ترين رفتار مذهبي است. محبت پاسخي به گران قدرترين نياز فطري انسان است و در يک کلام محبت آميزه¬اي از گذشت و ايثار، شجاعت و صداقت، حق شناسي و عدالت و صبوري و همدلي و احسان است. رفتار محبت آميز رفتاري است به همراه ايثار، قرباني کردن هوس¬ها و کشش-هاي نفساني، فدا کردن ميل¬ها و تحمل سختي¬ها و لب فروبستن، روشني بخشيدن، تشنه ماندن فرد، انديشه سيراب کردن ديگران (باگاروزی،1387).
عامل دیگری که ارتباط تنگاتنگی با کيفيت زندگی زناشویی دارد صمیمیت می‌باشد. صمیمیت به عنوان توانایی ارتباط با دیگران با حفظ فردیت تعریف می‌شود. این‌گونه تعاریف مبتنی بر خویشتن، حاکی از آن است که فرد به درجه‌ای از رشد فردی دست یابد تا بتواند با دیگران رابطه صمیمانه بر قرار کند. صمیمیت را می‌توان به عنوان توانایی شناخت خود در حضور دیگران دانست که خودآگاهی و رشد هویت، برای ظرفیت قابلیت شخص در جهت صمیمیت بسیار ضروری است. مفهوم پردازی رایج از صمیمیت، سطح نزدیکی به همسر، به اشتراک گذاری ارزش‌ها و ایده‌ها، فعالیت‌های مشترک، روابط جنسی، شناخت از یکدیگر و رفتارهای عاطفی نظیر نوازش کردن است. فردی که میزان صمیمیت بالاتری را تجربه می‌کند قادر است خود را به شیوه مطلوب‌تری در روابط عرضه کند و نیازهای خود را به شکل موثرتری به شریک و همسر خود ابراز کند. رضایت زناشویی می‌تواند در زوج‌هایی که میزان صمیمیت بالاتری دارند، بیشتر باشد؛ به عبارت دیگر زوج‌هایی که صمیمیت بالاتری دارند ممکن است قابلیت بیشتری در مواجهه با مشکلات و تغییرات مربوط به رابطه خود داشته باشند و در نتیجه رضایت زناشویی بالاتری را تجربه کنند (پاتریک، سلز، گیوردانو و فولراد،2007).
صميميت شامل مراقبت و محافظت از علائق فردي و معشوق و در صورت لزوم قرباني ساختن منافع و مصلحت‌هاي خود است. صميميت تنها به رابطه جنسي محدود نمي¬شود بلکه به معناي احساس توجه و تعهد نيز هست که آزادانه و بدون استفاده از هيچ گونه وسايل خود حمايتي، بدون ترس از دست دادن هويت خود در رابطه مورد نظر ظاهر مي¬شود. ميل به صميميت نه فقط جنبه جسمي بلکه جنبه رواني نيز دارد. اين ميل مکرراً به عنوان اشتياق خاص به خلوت و تنهايي در نظر زوج¬ها جلوه گر مي¬شود. کيفيت ارضاي جنسي و عاشقانه در افراد سالم با گذشت زمان تکامل مي-يابد و بيشتر به آشنايي و صميميت نزدیک مي¬گردد (متولي، بختياري، علوي مجد و ازگلي،1388).
توانايي ايجاد رابطه صميمي مستلزم مصاحبه و گذشت است. حتي رابطه جنسي سالم در زناشويي زماني امکان پذير است که فرد به هويت مطلوب دست يافته باشد. به نظر اريکسون حل بحران صميميت در برابر کناره¬گيري به توانايي عشق ورزيدن مي¬انجامد که از نظر او نوعي از خود گذشتگي متقابل بين کساني است که شريک زندگي يکديگرند. به اعتقاد اريکسون رابطه¬اي که بین زوجینی که به هویت مستقل دست نیافته اند برقرار می شود ممکن است آسيب رواني به دنبال داشته باشد (حيدري و اقبال،1389).
دوستي و رفتار دوستانه با همسر از جمله عوامل تعيين کننده کيفيت زندگي زناشويي است. به نظر مي¬رسد که اين خصوصيت اغلب ازدواج¬ها نباشد و کيفيت بسياري از آنها تا حد نامناسبي تنزل مي-کند. صميميت حالتي است که بين زن و شوهر پرده و مجابي نباشد، آنچه در دل دارند بگويند و ياور و غمخوار يکديگر باشند و در اين زمينه از صميم قلب عمل کنند. صميميت آينه¬اي است که آنچه در ذهن است در آن منعکس می‌شود (بک،1378).

دسته‌ها: دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید