نظریات موجود در مورد شرط عدم ازدواج مجدد

 

در میان فقهاء و حقوقدانان اسلامی در این خصوص دو نظریه­ي کلی وجود دارد:

الف) نظریه­ي مشهور این است که شرط عدم تزویج مجدّد، نامشروع و باطل است و هیچ­گونه اثر حقوقی بر آن بار نمی­شود .[1]

ب) گروهی دیگر بر این عقیده­اند که این شرط صحیح و الزام­آور است و دلیلی بر بطلان آن وجود ندارد.[2]

 

البته این دو نظریه نیز، در آثار شرط در صورت فساد یا صحت، منجر به ابراز نظریات دیگری شده است که آنها را به طور مستقل مطرح نمی­کنیم و به مناسبت بررسی آثار شرط، متعرّض آنها خواهیم شد.

[1] -(ابن زهره، 1417، 349؛ شیخ طوسی، 1351، ج 4، 303؛ محقق حلی، 1409، ج 2، 551؛ ابن حمزه، 1408، 297؛ شهید اول، 1411، 171؛ شهید ثانی، 1410، ج 5، 362؛ نجفی، 1367، ج 31، 95).

[2] -(نراقی، 1408، 50؛ خویی، 1410، ج 2، 281-280؛ آل كاشف الغطاء، بی¬تا، 76؛ حکیم، بی¬تا، ج 2، 296؛ روحانی، 1410، ج 2، 305؛ موسوی¬خمینی، 1410، ج 5، 170؛ منتظری، 1385، 392؛ موسوی گلپایگانی، 1413، ج 2، 364؛ صانعی، 1388، ج 2، 466).

 نظریه­ي مخالفان  شرط عدم ازدواج مجدد

در میان فقهاء به جز معدودی از ایشان، نظریه­ي مشهور همواره بر این بوده است که شرط عدم تزویج باطل است؛ زیرا مخالف با شرع و کتاب و سنت است و در روایات از آن نهی شده و از مصادیق شرط نامشروع و خلاف مقتضای عقد شمرده شده است.[1]

یکی از نویسندگان حقوق مدنی گوید: «اگر زن بر شوهر شرط کند که حق ندارد زن دیگری بگیرد، شرط مزبور شرط فعل منفی می­باشد و برخلاف قوانین آمره است، زیرا بنابر مستنبط از ماده 942 قانون مدنی که می­گوید: «در صورت تعدّد زوجات ربع یا ثمن ترکه که تعلق به زوجه دارد بین همه­ي آنان بالسویه تقسیم می­شود» و موارد دیگری که در باب نکاح، قانونگذار آورده است، مرد می­تواند زن­های متعددی داشته باشد و از قوانین آمره شمرده می­شود. بنابراین شرط خلاف آن نامشروع و باطل است».[2]

 

در پاسخ به استدلال مذکور می­توان گفت ماده­ي مزبور فقط تکلیف نحوه­ي تقسیم ترکه­ي متوفایی را که دارای چند زوجه است بیان کرده است و از آن استفاده نمی­شود که حق تعدّد زوجات از قواعد آمره است. شايان ذكر است كه حكم اسلام بر «جواز» تعدّد زوجات است نه «وجوب» آن. در واقع، اسلام نه مردي را مجبور مي­سازد كه همسران متعدد اختيار كند و نه زني را مجبور مي­سازد كه زوجيت مرد زن­داري را بپذيرد. با توجه به مطالب مذكور، مي­توان گفت تعدّد زوجات از ابتكارات اسلام نيست بلكه اسلام آن را در چهارچوب ضرورت­هاي زندگي انساني محدود ساخته و براي آن، قيود و شرايطي قائل شده است كه مهم­ترين شرط آن، قدرت اجراي عدالت از سوي مرد است (فان خفتم ﺃلا تعدلوا فواحده ﺃو ما ملکت ایمانکم ذلک ﺃدنی ﺃلا تعولوا «نساء: 3»).

[1] -شیخ طوسی، 1351، ج 4، 303؛ محقق حلی، 1410، 190؛ محقق كركي، 1411، ج 13، 387؛ خوانساری، 1405، ج 4، 416؛ حسینی شیرازی، 1409، ج 67، 57.

[2] – امامی، حسن ،1368،حقوق مدنی، کتابفروشی اسلامیه، چاپ چهارم، جلد 4،ص366

 دلایل موافقان نظریه­ي بطلان شرط

 

این گروه به استناد روایاتی، بطلان اشتراط عدم ازدواج مجدد را امری مسلّم دانسته و بر این مسأله ادعای اجماع کرده­اند و تعهد به عدم ازدواج مجدد را شرطی مخالف با کتاب خدا به حساب آورده­اند. با این استدلال که در قرآن کریم آمده است: «فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلاث و رباع». پس شرط عدم ازدواج مجدد، مخالف با حکم الهی است و پیامبر اسلام (ص) فرمود: «المسلمون عند شروطهم الاّ کلّ شرط خالف کتاب الله»[1] برخی روایات که مورد استناد ایشان در خصوص بطلان شرط قرار گرفته به قرار زیر است:

الف) عیاشی در تفسیر خود به نقل از ابن مسلم از امام باقر (ع) روایت کرده است که امیر المؤمنین (ع) درباره­ي زنی که زوج، ضمن عقد ازدواج با او یا خانواده­ي او شرط کرد چنانچه بر سر او زنی بگیرد یا از او کناره­گیری نماید، او مطلّقه باشد؛ این چنین قضاوت کرده و فرمود: شرط و حکم خدا بر شرط شما مقدم است. مرد اگر خواست به شرط خود وفا می­کند و گرنه می­تواند زن اول خود را داشته باشد و با زنی دیگر نیز ازدواج نماید؛ زیرا خداوند متعال فرمود: می­توانید به عقد نکاح خود درآورید از زنان دو یا سه و یا چهار زن» [2]

ب) محمد بن قیس از امام باقر (ع) نقل می­کند که: امام (ع) درباره­ي مردی که با زنی ازدواج کرده و با او شرط کرده بود اگر با وجود او با زنی دیگر ازدواج کند یا او را هجر کند یا سوگلی انتخاب نماید، آن زن مطلّقه باشد، این چنین قضاوت فرمود که شرط و حکم خدا بر شرط و تعهد شما مقدّم است، بنابراین مرد اگر بخواهد وفا می­کند والاّ زن اول خود را در اختیار دارد و در عین حال می­تواند ازدواجی مجدد هم داشته باشد.[3]

ج) حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده که: از آن حضرت درباره­ي مردی که به زن خود گفته اگر با وجود تو، ازدواجی بکنم و یا با گرفتن زنی از تو کناره گیرم، تو رها و مطلّقه هستی. آن حضرت فرمود: پیغمبر فرموده هر کس برای همسر خود شرطی و تعهدی کند که در کتاب خدا نباشد آن شرط و تعهد قابل اجرا نیست .[4]

د) کلینی در کتاب کافی از زراره نقل نموده که: در قضیه­ي فردی به نام ضریس و همسرش دختر حمران بن اعین که طرفین شرط کرده بودند که هیچ­کدام در حال حیات و بعد از مرگ یکدیگر اقدام به ازدواج مجدد ننمایند و در صورت تخلف بر خود تکالیفی چون حج و قربانی به صورت نذر، واجب ساخته بودند. این داستان برای امام صادق (ع) نقل شد. حضرت فرمودند: «چنین شرطی اعتبار ندارد و هیچ­یک از طرفین ملزم به انجام شرط مزبور نیستند» [5]

[1] – نوري طبرسي، حسين ،1408 ﻫ ق، مستدرك الوسائل، ج 13، چاپ دوم، بیروت: مؤسسه ي آل البيت (ع) لاحياء التراث.ص104

[2] – عیاشی، محمد بن مسعود ،1403، تفسیر العیاشی، ج 1، تهران: المکتبه العلمیه الاسلامیه.ج 15،ص 31.

[3] – حلی، ابومنصور حسن بن یوسف،1418 ﻫ ق، مختلف الشیعه، ج 7، چاپ اول، قم: مؤسسه النشر الاسلامی.ج2،ص444

[4] -وسائل الشیعه، ج 15،ص 290.

[5] -همان ،ص295

 

دسته‌ها: دسته‌بندی نشده