افول و تزلزل در بنیان ازدواج

نفی خانواده و تحقیر آن باعث شد ازدواج که زیر بنای تشکیل خانواده است دچار تزلزل و اضمحلال گردد، این دو امر، خانواده و ازدواج از جمله اموری هستند که بر یکدیگر تأثیر متقابل داشته و در تکامل هم نقش دارند.
هدف اساسی از ازدواج به وجود آمدن خانواده ای سالم و محکم است که دارای تعهد اجتماعی میان زن و مرد است و منجر به مشروعیت بخشیدن رابطه جنسی و سرپرستی از کودکان می گردد. با توجه به شرایط امروزی و گسترش نظریات افراطی فمینیست ها، خانواده های سنتی بر لبه ی پرتگاه سقوط و نابودی قرار دارند، جایی که مردان به عنوان دشمن اصلی زن و یک خون آشام معرفی می گردند و به دروغ و با نام برابری، زنان را مقابل مردان قرار داده و خواهان ایفای نقش مردانه توسط زنان را دارند طبیعی است که بسیاری از زنان در این صحنه گرفتار شده و مزایای خانه و خانواده را از دست دهند.تأکید و اصرار بر برابری میان زن و مرد باعث شده مردم به ازدواج نگاهی قراردادی انداخته که در این قرار داد زوجین فقط موظف به پرداخت حقوق متقابل خویشند؛ در این نوع زندگی قرار دادی عاطفه، عشق و صمیمیت معنا و مفهومی نداشته و زوجین فقط باید در این میان به حقوق خویش توجه داشته باشند، تا حقی از آنها در جریان این همزیستی از بین نرود.

به عبارتی دیگر می توان گفت یکی از مخرب ترین اهداف و تأثیرات این دیدگاه نسبت به زنان، سبک شمردن ازدواج و مادری و بیرون آوردن جسمی و روحی زنان از خانه ها به سوی بازار کار بود.
از منظر آنها بارداری، زادن و پرورش فرزند و کاستی های دیگر، زنان را چنان ناتوان می سازد که آنها را از نظر مالی به مردان وابسته ساخته و به فرزند داری و آشپزی پای بند می نماید.می توان گفت یکی از مشکلات اساسی فمینیسم غربی این است که موقعیت ایده آل را موقعیت مردان میداند و در نتیجه در همان دامی گرفتار می شود که از آن می گریخت، به عبارتی «درک و دیدی مردانه از زندگی». در صورتیکه دردین اسلام این دیدگاه کاملا مطرود است و زن حتی برای کارهای خانه و یا حتی شیر دادن به فرزندش میتواند از شوهرش درخواست مزد کند و این خود بدان معناست که زنان می توانند به لحاظ مالی تامین باشند و این رویکرد نشانگران است که زحمات زن در زندگی چه جایگاه والایی دارد که حتی در قوانین اسلام هم برای ان جایگاهی تعیین کرده اند.

 

اسلام از نظر محتوا و اصول آن‏چنان غنى، محکم و مستدل است که براى حفظ و صیانت زن دفاع از کرامت و شرافت و حقوق او، نیازى به فمینیسم نمى‏بیند. فمینیسم از لحاظ جهان‏بینى، هرگز قابل قیاس با اسلام نیست. اسلام و فمینیسم دو مقوله کاملاً جدا از هم، با مبانى مختلف ایدئولوژیکى، اهداف، کارکردها و آرمان‏هاى متفاوتند و هیچ‏گاه با هم تلفیق نمى‏شوند و مولودى به نام فمینیسم اسلامى را به وجود نخواهند آورد.[1]

[1] – سعادت هندي، امير علي. 1370. تاريخ سياسي و اجتماعي اسلام. ترجمه ي ايرج رزاقي و محمد مهدي حيدر پور. مشهد. مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوي.صص255-257.

 

 آرا فمینیسم درباب ازدواج مجدد مردان ونظر دین اسلام

 

 آرا فمینیسم درباب ازدواج مجدد مردان ونظر دین اسلام

 

می توان گفت در حالی که فمنیسم زن و مرد را در مقابل هم قرار می دهد و از آنها برای همدیگر رقیب می سازد، در اسلام زن و مرد دو وجه از وجودند که رابطه¬ی میان آنها یک رابطه دو طرفه و مبتنی بر درک دو جانبه است.

دین اسلام زن گرا یا مرد گرا نیست دینی است که حول محور خدا می چرخد، و هدف در آن شکوفا سازی و ساخت انسان کامل است نه زنانگی یا مردانگی.

در دین مبین اسلام همچنان که زنان به عنوان مادر در خانواده ارزش و جایگاه والایی دارند مردان نیز به عنوان پدر خانواده دارای اهمیت و جایگاه ارزشمندی است.اسلام رابطه میان مادر و فرزند را رابطه خدا دادی و غریزی بیان نموده و این رابطه را وجه مهمی از زندگی زنان قلمداد می نماید نه حربه ای برای به زانو در آوردن مردان، از منظر اسلام مادری یک نوع خلاقیت است که مختص به زن است و این برتری را به زن داده تا در عالم خلقت بی نظیر باشد اسلام با تأکید بر مهر و محبت مادری می کوشد تا سلامت روانی و احساس رضایت و امید را در مادران تقویت کرده و منزلت والای مادران را بیش از پیش نمایان سازد، این امر را می توان در آیات و روایات فراوان که توصیه های وجوبی و استحبابی در باب احسان و نیکی به والدین به ویژه مادران را سفارش کرده اند یافت. [1]

 

اخلاق مراقبتی که فمینیست ها ارائه می دهند گرچه در ابتدا یک تلقی زیبا و پر از احساس سرشار از اصول اخلاقی نشان داده می شود اما در این زمینه عملا به یک سونگری اخلاقی دچار گشته اند بدین معنا که تمام خصوصیات و ویژگی های خوب را زنانه معرفی کرده و تنها زنان را به عنوان الگوی اخلاقی شناسانیده اند و به مردان و خصوصیات خوب مردان و ارزش های آنها توجه نشده است اما در آموزه های اسلام زن و مرد به عنوان مکمل کنندۀ هم معرفی شده و آیات و روایات زیادی در این باب بیان شده که در مباحث پیشین برخی از این آیات و روایات بیان گردید. در آموزه های اسلامی تفاوتها و اشتراکاتی که زن و مرد براساس ویژگیهای خویش دارا هستند هیچ گاه به عنوان عامل فرودستی کلی و بالا دستی دیگری شناخته نشد، اصول اخلاقی در آموزه های اسلامی اصولی یکسو نگر نیستند که تنها یک طیف از انسانها را در بر گیرد و از طیف دیگر غفلت نماید، بلکه در نظام اخلاقی اسلام زن و مرد یکسان هستند و ملزم به رعایت این اصول می باشند، و هر کس در رعایت این اصول بیشتر خود را ملزم به انجام بداند او انسان کاملی است قرب و اجرش نزد خداوند افزون است.

آموزه ها و تفکر غلط فمینیسم در نگرش به مسأله زنان منجر به بیراهه کشاندن و خارج نمودن زنان از محیط مقدس خانواده شده و چیزی جز بردگی و ظلم به زن برای زنان به ارمغان نیاوردند.هدف این جنبش عمدتا دختران و زنان جوان هستند اما می توان گفت امروزه جنبش فمنیسم در غرب گرچه از تحرک و تأثیر گذاری اجتماعی باز مانده و دوران افول و سکون را طی می کند اما در کشورهای در حال توسعه همچنان به عنوان یک دغدغه اجتماعی و تأثیر گذار مطرح است.[2]

و این امر به معنای پایان یافتن فمینیسم و کم تأثیری این جنبش و آموزه های آن نیست. و بسیاری از اهداف و آرمان هایشان در اسناد بین المللی از قبیل کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان نهادینه شده است و بسیاری از برنامه هایی که اجرا می گردند همسو با دیدگاه های فمینیستی است.بر این اساس از وظایف پژوهش گران در این عرصه تبیین صحیح نظریات، مبانی و اهداف فمینیستی در مقابله با جنبش فمینیسم است، و در این رابطه محوریت اصلی بر این کار باید آموزه های ناب اسلام بر گرفته از آیات و روایات صحیح باشد، امری که بشر امروزه بسیار نیازمند به آن است چرا که با وجود تمامی تلاش های این جنبش باز هم خلاء ناشی از بی دینی و عدم ارتباط با وحی پر نشده و انسان ها تشنه ی شنیدن معارفی این چنین که برگرفته از آیات الهی است می باشند.[3]

[1] – منصور نژاد ،محمد،1386، زنان، حقوق، کرامت و هویت، نشر جوان پویا ،چاپ اول ،صص201-202

[2] – هاجری، عبدالرسول، 1389،فمنیسم جهانی و چالش های پیش رو، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1382، چاپ دوم، ص377.

[3] – حقوق، کرامت و هویت،ص360