‌جلوه هاي مسؤوليت پذيري :
يكي از عوامل خوشبختي و سعادت، مسؤوليت پذيري است. خصوصاً وقتي زن و مرد با هم ازدواج كردند اين مسؤوليت سنگين تر مي شود.
پيامبر اكرم (ص) مي فرمايند : مرد نگهبان اهل بيت خود است و هنر نگهباني در مورد آنچه بايد از آن نگهباني كند، مسؤول است و زن نگهبان مال همسر خويش است و نسبت به آن مسؤول است.
• پيامبر اكرم (ص) مي فرمايند : همه شما مسؤوليت داريد، مرد مسؤول خانواده اش است و زن نسبت به خاندان همسر و بچه هاي او مسؤول است.
1 – تأمين زندگي : اين مسؤوليت به عهده مرد خانواده است كه بايد مايحتاج زن و بچه اش را از راه حلال تأمين كند، بدين وسيله آرامش را در خانواده برقرار كند و آنها را خشنود سازد.
امام باقر(ع) و امام صادق(ع) مي فرمايند : كسي پيش خدا خشنودتر و رفتارش پسنديده تر است كه براي خانه و خانواده اش نعمت و آسايش دور از اسراف و تبذير بيشتري فراهم بكند.
2 – مديريت خانواده : وظيفه مرد در خانواده اين است كه آنها را خرم و شاد كند و به زندگي نظم بدهد. آسايش افراد را فراهم كند و وظيفه زن هم اينست كه زندگي با مرد همراهي كند و با او در زندگي حركت كند و در مشكلات دوش به دوش مرد باشد.
3 – همسرداري : مرد از زنش به خوبي نگهداري مي كند و زن اين توجه ويژه را به همسرش داشته باشد و هر دو از يكديگر اطاعت كنند و به يكديگر احترام بگذارند و از يكديگر تشكر و قدرداني كند.
* تربيت اولاد : يكي از وظايف مهم مادر و پدر تربيت صحيح اولاد است.
امام صادق (ع) مي فرمايند : بار خدايا مرا در تربيت و تأديب و نيكي به فرزندانم ياري كن.
امام سجاد (ع) : حق فرزند بر تو اين است كه بداني وجود او از توست، و نيك و بدهاي او در اين دنيا به تو وابسته است و بداني كه در سرپرستي او مسؤولي و موظف هستي، او را به آداب و اخلاق پسنديده آموزش دهي.

ارتباط انساني :
* نظريه ساختاري و كنشي : مشخصه عمومي اين نظريه، واكنش ساختارها در خارج از آنچه به مشاهده گر باز مي گردد، مي باشد.
سرآغاز اين طرز تفكر را شايد بتوان به زمان افلاطون وخود او از نظر تاريخي بررسي كرد و به آن رسيد. چرا كه افلاطون عقيده داشت، حقيقت را با انديشه هايي دقيقاً آزمايش شده مي توان ، كشف كرد.
نظريه هاي ساختاري از روانشناسي ريشه مي گيرد و بر سازمان يا ساختار زبان و نظام هاي اجتماعي تأكيد مي كند، نظريه هاي كنشي از زيست شناسي هم ريشه مي گيرد.
• نظريه متعادل : اين نظريه مبين آنست كه هر گاه نظام هاي رفتاري از تعادل خارج شوند، فشارهايي ظاهر مي گردد تا اين تعادل را برقرار كند.
تفاوت اين نظريه مبين آنست كه هر گاه نظام هاي رفتاري از تعادل خارج شوند، فشارهايي ظاهر مي گردد تا اين تعادل را برقرار كند.
تفاوت اين نظريه با نظريه شناختي در اين است كه در نظريه تعادل ثبات دروني افكار و انديشه ها هر يك از طرفين در برقراري ارتباط تعيين كننده است، يعني بيشتر با نياز به تنظيم افكار ، باورها و نگرشها و رفتارها و سرو كار دارد.
به موجب نظريه تعادل تفاوت ارزشها و نگرشها باعث عدم محبوبيت و حتي دشمني افراد، نسبت به يكديگر مي شود. زيرا هر كس احساس مي كند ديگري ثبات ذهني او را بهم مي زند و اين خود به خود باعث جدايي و اختلاف مي شود.
4 – نظريه انتقادي : اين نظريه ها از جامعه شناسي، انديشه هاي مديريتي افرادي چون ماكس، لبر و مكتب ماركسيس و مكتب فرانكفورت گرفته شده است. مشخصات عمومي اين نظريه ها عبارتند از :
1 . تأكيد بر ذهنيت و تجربه هاي فردي
2 . قائل شدن اهميت فراوان براي مفاهيم به نحوي كه تجربه و زبان تحت الشعاع آن قرار گيرند.
5 – نظريه نموداري و رفتاري : تعامل نموداري و نمايشي بر اساس نكته زير دور مي زند.
* مفاهيم مبتني بر سلوك انسان : تعداد خاصي از رفتارهاي انسان كه بر مبناي نمودارها و مفاهيم آن استوار است.

دسته‌ها: دسته‌بندی نشده