آثار سازش و مدارا كردن
سازس و مدارا كردن در زندگي آثار زيادي دارد كه از جمله آن اول : سلامت خانواده دوم : صميمت و دوستي است.
به طور كل زندگي انسان هميشه همراه با يكسري مشكلات و فراز و نشيب هايي مي باشد، اين ناملايمات مي تواند از جهت مسائل سياسي، اقتصادي،اجتماعي ، ديني ، فرهنگي ، اخلاقي، باشد.
حال انسان موظف است در هر صورت با اين سختيها و ناملايمات مدارا كند، تا بتواند راهي براي رفع آن بيابد.
• امام علي (عليه السلام)مي فرمايند :سلامت دين و دنيا در مدارا كردن است.
• امام علي (عليه السلام)مي فرمايند : سلامت زندگي در مدارا كردن است.
در خصوص مدارا كردن مي توان گفت كه در جامعه همه افراد با خصوصياتي منحصر به خود مشغول كار و زندگي هستند و با اين خصوصيات خاص بزرگ شده اند.
در بعضي مواقع انسان با شخصي برخورد مي كند و در برخورد با او يكسري حركات و رفتار وي برايش خوش آيند نمي باشد، حال انسان نبايد به خاطر رفتار نامناسب طرف مقابلش با وي در برخورد ناصحيح داشته باشد،چرا كه وي با اين طرز رفتار بزرگ شده است و برخورد ناصحيح ما نيز در او اثر منفي بر جاي بگذارد.
پس بنابراين انسان با مدارا كردن و صبر و حوصله و گذشت زمان مي تواند كم كم بر او اثر بگذارد، تا رفتار ناصحيح وي را اصلاح كند.
• امام علي (عليه السلام)مي فرمايند : با وفق و مهرباني، دوستي پايدار مي شود

ارتباط انساني
موضوع : ارتباط و يادگيري
به طور كل، بعضي افراد فكر مي كنند، مسئله ارتباط با نوع تعامل با ديگران به طوري است كه افراد ذاتاً داراي آنها هستند.
ولي اساتيد اين مسئله را نفي مي كنند و مي گويند . (وقتي انسان با افرادي برخورد مي كند ، در ارتباط برقرار كردن با آنها دچار مشكل شدند، نزد مشاور مي روند، مشاور به آنها مي گويد كه ارتباط برقراركردن با ديگران امري آموختني است كه مي توان آن را در حين ارتباط برقرار كردن با افراد و تمرين وممارست ، ياد گرفت. در زمينه برخورد و برقراري ارتباط با ديگران، دانشمندان آزمايشي را انجام داده اند . اين آزمايش به اين نحو است كه از ميان كودكان در گروه انتخاب كردند، يك گروه را در محيطي دور از ديگران قرار دادند و گروه ديگر را در محيطي كه با ديگران در تعامل بودند، قرار دادند، بعد از مدتي كه از اين آزمايش گذشت، متوجه شدند آنهايي كه در محيط ، تعامل با ديگران قرار داشتند فنون برقراري ارتباط را بيشتر از گروه اول يادگرفته و بكار برده اند.
پس از اين آزمايش مي توان اينگونه نتيجه گيري كرد كه رفتار ارتباطي همانند علوم ديگر آموختني و اكتسابي است.

• شيوه آموختن رفتار ارتباطي به سه قسم كلي تقسيم مي شود:
1 – نظريه شرطي كلاسيك
2 – نظريه يادگيري ابزاري
3 – نظريه يادگيري اجتماعي

• نظريه شرطي كلاسيك :
گاهي ممكن است پدر – مادر – يا معلم براي تشويق فرزند او را مشروط به انجام عملي بكنند.
مثلاً اگر درسهايت را خوب خواندي، من فلان كار را برايت انجام مي دهم. بنابراين اين مسئله براي كودك به صورت شرطي، بدون اينكه وي اراده كند، پس از انجام كار، انجام مي شود.

• نظريه ابزاري : اين نوع يادگيري بر اساس پشتيباني و تقويت صورت مي گيرد، بعضي از موارد وجود دارد كه اين اعمال و افعال را تقويت مي كند. مثلاً كودكي عمل خاصي را انجام مي دهد و از ناحيه پدر و مادر مورد تشويق قرار مي گيرد. اين تشويقها ممكن است به صورت ظاهري باشد، مثل لبخند، نوازش، تماسهاي چشمي، صداي ملايم، ستايش روي موافق نشان دادن.
اين تشويقها باعث مي شود كه آن عمل مكرر از آن فاعل و انجام دهنده كار، صورت بگيرد.

• يادگيري اجتماعي‌: در اثر ارتباط و مراوده با اشخاص در اجتماع و محيط هاي مختلف، انسان از طريق تلفيق و مشاهده كردن و ديدن نمونه هاي بيروني و علاقه مندي به افعال ديگران ، يكسري اعمال را انجام دهد و يادبگيرد.