شيوه‌هاي ازدواج‌هاي تحميلي

ازدواج‌هايي كه به طور ناخواسته بر فرد تحميل مي‌شود، به دو دسته تقسيم مي‌شوند: اول: ازدواج تحميلي به‌شيوه مستقيم كه در اين فرآيند يكي از اعضاي خانواده ـ به طور معمول برادر يا پدرـ دختر را وادار به پذيرش ازدواج‌ با مردي مي‌كنند كه دختر به زندگي مشترك با او راضي نيست، غالباً انگيزه‌هاي اقتصادي يا سياسي در اين نوع ازدواج‌ها موثر بوده است. دوم: ازدواج اجباري كه به شيوة غيرمستقيم بر فرد تحميل مي‌شود. اين‌گونه ازدواج‌ها زيرفشار ساخت اجتماعي بر دختران جوان تحميل مي‌شود. در عصر حاضر، ازدواج‌هاي تحميلي به شيوه غيرمستقيم شيوع زيادي يافته است و شايد به همين جهت است كه دكتر مصطفي اقليما رئيس انجمن مددكاري ايران اظهار داشته است كه 95 درصد ازدواج‌ها در فرهنگ ما اجباري است.

 

علل و عوامل ازدواج تحميلي (شيوه مستقيم)

شناخت زمينه‌ها و عوامل يك پديده، پيش‌بيني، برنامه‌ريزي و كنترل آن را تسهيل مي‌كند. امروزه ديگر تبيين تك خطي از پديده‌ها كه همه حوادث اجتماعي را تنها به مدد يك عامل تفسير و تبيين مي‌نمود، چندان جايگاهي در علوم ندارد و معمولاً تركيبي از چند عامل در تبيين يك پديده مطرح مي‌شود.

در پيدايي ازدواج اجباري به شيوه مستقيم نيز بسياري از عوامل فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي تأثير دارند كه در اين قسمت هر يك از عوامل به اجمال بررسي مي‌شود:

 

عوامل فرهنگي

فرهنگ، در شكل‌دهي رفتـارها و هنجارهاي اعضـاي جامعه نـقش تعيين كننـده‌اي دارد، زيـرا فرهنگ، كنش‌ها و نـقش‌هاي نهاد اجتماعي را بـا تـوجه بـه موقعيـت‌هاي اجتماعي، زيستي و اقليمي، تعريف و تعيين مي‌كند.

شناخت و تصوير از يك پديده و نوع كاركردهاي آن در سيستم اجتماعي، يكي از مهم‌ترين عوامل فرهنگي در بروز رفتار آدمي نسبت به آن پديده است.

امروزه با وجود فرصت‌هايي كه در اغلب جوامع براي زنان ايجاد شده است و آنان از شرايط و پايگاه خود در نظام اجتماعي آگاهي يافته‌اند، علاقمندند تا در سرنوشت خود دخالت نموده و در اين خصوص استقلال نظر داشته باشند، ليكن عده‌اي آنها را از اين حق خدادادي و طبيعي محروم مي‌سازند.

بي‌ترديد نگاه نادرست به زنان در جامعه، در شكل‌گيري ازدواج‌هاي اجباري مؤثر است.(www.hamshahri.net( تفكر كالاپنداري زن و استفادة ابزاري از او موجب مي‌شود تا اراده، تصميم و تمايل زن در فرآيند همسرگزيني ناديده انگاشته شود و مقاومت دختران براي ايفاي نقش در سرنوشت خود، نوعي گردن كشي و بي‌حرمتي نسبت به والدين تلقي گردد.

 

– نگرش‌ها و باورها

برخي از خانواده‌هايي كه دختر خود را بدون جلب رضايت به ازدواج مردي درمي‌آورند، براين پندار هستند كه زن، جنس درجه دومي است كه مي‌بايست پيوسته در همه چيز حتي تمايلات قلبي و روحي، تابع مرد باشد و استقلال او در انتخاب‌ها و گزينش‌هايش، به ضرر او و خانواده‌اش خواهد بود. اين زعم ناآگاهانه، آنگاه اثربخش خواهد شد كه مردي ثروتمند و در سنين بالا، به خواستگاري دختر جواني مي‌رود كه او هيچ علاقه ويژه‌اي به آن مرد ندارد و آيندة روشني را در زندگي مشترك با وي احساس نمي‌كند. در اين شرايط، چنانچه دختر به درخواست ازدواج او پاسخ منفي بدهد، ديگران بر اساس تصوري نادرست، اظهار مي‌دارند كه لزومي ندارد در آغاز ازدواج، دختر به طرف مقابل علاقمند باشد و در جريان زندگي به همديگر علاقمند خواهند شد!!

پندار جنس دومي زن، گاه به گونه‌اي ديگر به حذف تمايلات و آرزوهاي دختران دم‌بخت مي‌انجامد. به طور نمونه هنگامي كه دختر خواستگاران متعددي دارد و به هيچ‌يك پاسخ مثبت نمي‌دهد؛ برخي خانواده‌ها اصرار مي‌كنند كه بايد با فلان فرد ازدواج كند، زيرا اگر دختر آزاد گذاشته شود، از هر فردي ايراد مي‌گيرد و از زير بار ازدواج شانه خالي مي‌كند… .

در برخي موارد نيز اين تفكر كه «بخت خوب، همان بخت اول مي‌باشد»، موجب شده است بسياري از دختران در سنين پايين و اغلب ناخواسته ازدواج نمايند.

اما بايد توجه داشت كه هيچ يك از بهانه‌هاي گذشته، نمي‌تواند مستمسكي براي تحميل اراده و تصميم ديگران در ازدواج دختر گردد، در اينجا منطقي‌ترين شيوه براي متقاعد ساختن دختران به ازدواج، ارائه مشاوره‌هاي علمي در خصوص شرائط و ملاك‌هاي همسرگزيني با الهام از الگوهاي ديني است و به جاي تحميل اراده به آنان مي‌بايست با واقع‌بيني تمام، شرايط اجتماعي و فرهنگي را تشريح كرد و دلسوزي پدران و مادران را به آنان گوشزد نمود و از سوي ديگر خانواده‌ها را با روحيات و اقتضائات جواني و استقلال خواهي دختران در گزينش همسر مناسب آشنا ساخت.

 

– آداب و رسوم

آداب و رسوم يكي از مهم‌ترين عوامل اجتماعي است كه رفتار و عمل انسان‌ها را در يك جامعه شكل مي‌دهد و معمولاً با نوعي تقدّس و احترام ويژه همراه است. در تعريف آداب و رسوم ذكر شده است كه آداب و رسوم هنجارهايي براي هشدار به مردمان است تا فعاليت‌هاي روزمرة خود را بر روال عادي و مرسوم انجام دهند، زيرا رويگرداني از آن‌ها، موجب مخالفت و رد دائم ديگران مي‌شود. (كوئن، 1371: ص73) البته تمام آداب و رسوم يك جامعه را نمي‌توان به‌طور كامل پذيرفت، بلكه مي‌بايست آنها را با معيار عقل، دين و علم محك زد و كاركرد و نقش‌آفريني آنها را در سعادت و رفاه اجتماعي انسان مورد ارزيابي قرار داد، چنانچه رسوم اجتماعي با سه عامل گذشته مخالفتي نداشته باشند، مثبت تلقي مي‌شوند و در غير اين صورت، بي‌ارزش بوده و مي‌بايست آنها را عليرغم تثبيت و استحكام در جامعه، حذف نمود.

آداب و رسوم طائفه‌اي در پاره‌اي از مناطق كشور، موجب بروز ازدواج تحميلي شده است. اين آداب و رسوم به قدري در روابط اجتماعي قوي و قدرتمند عمل مي‌كند كه گويي مفرّي از آنها نيست و هركه با آن ستيز كند از تمام امتيازات اجتماعي محروم مي‌شود.

مطابق رسم هديه و «نهوه» كه از سنت‌هاي كهن در برخي اقوام و عشيره‌هاي استان خوزستان است، پس از مرگ بزرگ خانواده و طائفه، مراسمي در حضور شيخ قبيله انجام مي‌شود و يكي از افراد بزرگ خانواده نسبي متوفي، دختر خود را جهت تحكيم پيوند و تسلي خانواده متوفي به يكي از فرزندان متوفي هديه مي‌دهد و در مورد نهوه دختر عموها بدون اجازه پسرعموها حق ازدواج ندارند. در برخي موارد پسر عمو با دختر عمو همكفو نبوده و يا پسرعمو عليرغم داشتن دو يا سه زن، قصد ازدواج با دختر عمو را دارد…

هرچند اين رسوم مقداري كم‌رنگ شده است، اما به هر حال در روابط اجتماعي و خانوادگي آن طوائف به صورت يك واقعيت اجتماعي حضور دارد.

 

عوامل اقتصادي

بسياري از مردم چنين مي‌پندارند كه رمز رفاه و سعادت آنان در دستيابي به ثروت و پول بيشتر است و چنانچه معيشت آنان تأمين گردد، ديگر در زندگي هيچ مشكلي نخواهند داشت، زيرا پول، حلّال همه مشكلات است!! بر اساس همين باور غلط گاهي براي رهايي خود از زير بار فشارهاي اقتصادي، دختران جوان خود را به ازدواج با مردان مسن و پولدار مجبور مي‌كنند، معمولاً اين گونه ازدواج‌ها براي دختران جوان، خوش عاقبت نبوده و با بالا رفتن سن، مردان سالمند با سوء ظن و بدبيني شديد با همسر جوان خود رفتار مي‌كنند و پيوسته او را در معرض سؤالات و بازخواست‌هاي مختلف قرار مي‌دهند.[i][6]

از سوي ديگر فقر و نيازمندي اقتصادي خانواده‌ها در برخي مناطق، به ويژه مناطق مرزي موجب فروش دختران تحت عنوان ازدواج شده است. در حالي كه در اغلب موارد مردي كه اين دختر را با پرداخت پول به خانواده دختر، به عنوان همسر گرفته است، با تباني باندهاي فحشاي داخلي و خارجي، به سوي دنياي فساد و تباهي سوق مي‌دهد.

 

عوامل روانشناختي

يكي از مباحث اساسي كه روانشناسان از ديرباز بدان توجه بسيار نموده و مباحث فراواني پيرامون آن مطرح كرده‌اند، «شخصيت» است كه نقش كليدي در تعيين رفتار آدمي دارد و پيوسته در تعامل با محيط اجتماعي قرار دارد. شخصيت، مجموعه صفات دروني، گرايش‌ها و بينش‌هاي نسبتاً ثابتي است كه متأثر از فطرت آدمي، محيط اجتماعي و ساير عوامل تأثيرگذار است.

بسياري از مردم به ويژه آنانكه تحت تأثير ساختارهاي اجتماعي سنتي قرار دارند، ميان شخصيت زن و مرد تفاوت عمده‌اي قائلند و معتقدند كه زنان در ابعاد روحي و شخصيتي معمولاً به سرعت تحت تأثير واكنش‌ها و سائقه‌هاي عاطفي قرار گرفته و نمي‌توانند براساس منطق و واقع‌بيني براي آيندة خويش تصميمي اتخاذ نمايند و زن را «ضعيفه» خطاب مي‌كنند. اين پندار ضعيف انگاري شخصيت زن، دستاويزي براي تحميل رأي و نظر در مورد ازدواج دختران شده و برخي زنان را در جوامع سنتي، با نوعي تنگ نظري مواجه كرده است؛ البته اين بدان معنا نيست كه تفاوت‌هاي زنان و مردان در جنبه‌هاي عاطفي و خردورزي ناديده انگاشته شود، اما به هرحال نگرش تحقيرآميز نسبت به شخصيت زن، در پاره‌اي موارد، مجوزي براي دخالت‌هاي بي‌مورد در حق تعيين سرنوشت زنان شده است.

[i][6] – همين مسئله در جريان يك ازدواج دختر 17 ساله با مرد 37 اتفاق افتاد كه با شكايت به دادگاه و پيگيري‌هاي فراوان و پس از 7 سال آن زن موفق به گرفتن طلاق از همسرش مي‌شود. (روزنامه آفرينش، 10/7/1382)

ـ در جريان ديگري زن 22 ساله‌اي به دادگاه عمومي تهران رفت و خواستار جدايي از شوهر 60 ساله خود شد او اظهار كرد كه: 13 ساله بودم كه مادرم درگذشت و مسئوليت نگهداري از چند برادر و خواهر به گردن من افتاد، خواستگاراني آمدند، اما به خاطر برادران و خواهران كوچكترم به همه آنها جواب رد دادم تا اينكه سايه شوم اين مرد 60 ساله بر سرم افتاد و از من خواستگاري كرد، او براي ازدواج با من وعده‌هاي زيادي به برادر بزرگ و پدرم داد و گفت كمك مالي فراواني به آنان خواهد كرد، به اين ترتيب پدر و برادرم بي‌آنكه در فكر آيندة من باشند، بدون نظر خواهي از من به او جواب مثبت دادند و در غيابم قرار عقد و عروسي را گذاشتند. من شروع به مخالفت كردم، اما با كتك برادرم روبه‌رو شدم، او پول‌هاي اين مرد را كليد خوشبختي خود مي‌دانست. از زماني كه خانة اين مرد رفتم شب و روزم گريه است، او مرتب به بهانه‌اي كتكم مي‌زند و تحقيرم مي‌كند، چند بار به خانه پدرم پناه بردم، ولي هر بار من را از خانه بيرون مي‌كرد، حالا از اين زندگي به تنگ آمده‌ام، درخواست مي‌كنم عدالت مرا در پناه خود بگيرد و من را از دست اين مرد نجات دهد. (روزنامه آفرينش، 24/7/1382)

دسته‌ها: دسته‌بندی نشده