علل اجتماعي

– رهايي از تحقيرهاي اجتماعي

از آنجا كه نقش مادري و همسري زن از سوي اجتماع مورد تأييد است، لذا هرگونه سستي يا عدم موفقيت و ناكامي در دستيابي به چنين موقعيتي، برچسب‌ها و استهزاهاي اجتماعي را به دنبال دارد.

 

– ورود به دنياي بزرگسالي و كسب احترام

درجوامعي كه تجرد به مفهوم غوطه‌ور بودن در عالم كودكي، ناپختگي و بي‌تجربگي است و دختر مجرد در موارد مختلف احساس مي‌نمايد كه نظر، عقيده و تصميم‌گيري وي به جهت عدم تأهل از سوي ديگران پذيرفته نمي‌شود، سعي خواهد نمود كه براي كسب احترام و منزلت اجتماعي ازدواج نمايد، هر چند كه فرد مقابل شرايط مناسبي نداشته باشد.

 

– رهايي از قضاوت‌هاي نادرست اجتماعي

تقريباً در تمام طبقات و اقشار جامعه ازدواج مورد تأييد است. لذا جامعه كساني را كه ازدواج نكنند (چه خود نخواهند و چه موردي براي ازدواج نيابند) به عنوان افرادي مي‌شناسد كه از پذيرش مسئوليت زندگي زناشوئي طفره مي‌روند و در برابر ازدواج مقاومت مي‌كنند يا از بار وظايف اجتماعي شانه خالي مي‌كنند،… (گاه بيان مي‌شود كه زن مجـرد هـم از لحـاظ وظايـف اجتماعي و هـم از لحـاظ خـودكفايي و استقـلال شكست‌خورده است…)چنين قضاوت‌هايي مي‌تواند فشارهايي را بر فرد وارد سازد و او را مجبور نمايد كه ناخواسته به ازدواجي تحميلي تن در دهد.

 

– رهايي از برچسب‌هاي اطرافيان

در برخي فرهنگ‌ها، تجرد دختران به مفهوم عدول از رعايت مسائل اخلاقي تلقي مي‌شود و اغلب اين تصور كه اگر دختر ازدواج نكند، غريزه جنسي او را رها نخواهد كرد، در اذهان وجود دارد. اين تفكر و قضاوت در مورد رفت و آمدها و اخلاقيات دختر، با برچسب‌هاي اخلاقي و بروز رفتارهاي اغواگرانه برخي مردان همراه است و دختر را در فشارهايي قرار مي‌دهد كه براي رهايي از آن شرايط، با فردي كه هيچ تمايلي به وي ندارد، ازدواج مي‌كند.

 

– كسب جاه و مقام و تغيير موقعيت طبقاتي

امروزه برخي از افراد ازدواج مي‌كنند تا در اثر آن به تحول، جاه، مقام و موقعيت بالاي طبقاتي دست يابند. در واقع ازدواج را پل ترقي خود به مراتب بالاي اجتماعي مي‌دانند و عليرغم آنكه تمايل و علاقه‌اي به فرد مقابل ندارند، فقط به حسب موقعيت بالاتر فرد مقابل ازدواج مي‌كنند.

دسته‌ها: دسته‌بندی نشده