هدف از ازدواج چیست ؟این سوال یک سوال خیلی مهمه که هر کسی برایش جوابی دارد و هر جوابی که به این سوال بدهیم تعیین کننده رضایت ما از ازذواجمان ست.

ازدواج رویای شیرین کودکی
خیلی از ما وقتی کودک بودیم با دیدن مراسم ازدواج و عروس و داماد کلی ذوق زده می شدیم و با خودمان فکر می کردیم که یک روزی هم خودمان این مراسم را خواهیم داشت ،در خاله بازی هامون خیلی وقتها نقش عروس و داماد را بازی می کردیم (به خود من که خیلی مزه می داد) ، رویاهای زیادی هم در مورد عروس و داماد شدنمان داشتیم و خیلی وقتها موضوع اصلی صحبت ما با همسن و سالهای خودمان هم همین بود.یادمه خودم وقتی نوجوان بودم فکر می کردم ازدواج به خیلی از چیزها پایان میدهد و هر وقت از دست مامان و بابام دلخور می شدم می گفتم اگر با مرد دلخواهم ازدواج کنم همه چیز درست می شود یه جورایی انگار از دواج برام یک قرص بود که برای هر دردی می توانست مفید باشد ولی بعد از ورود به سن جوانی کم کم این توهمات رنگ باخت و با دیدن زوجهایی که دور و برم بودند ،با خواندن درسهای دانشگاه و مطالعات آزاد خودم متوجه شدم انگار خبری از شاهزاده سوار بر اسبی نیست . مخصوصا بعد ازدواج خودم که باید بگم اوایلش خیلی هم به ذوقم خورد،کم کم به لطف خدا معنای ازدواج را بهتر درک کردم و تازه از این زمان بود که ازدواج معنای واقعی خودش را برام پیدا کرد و باید بگم که راه سخت و پر نشیب و فرازی هم بود و البته گاهی هم دردناک. اشتباه نکنید ازدواج دردناک نبود بلکه درک حقیقتی که با پنداشته های من متفاوت بود دردناک بود ولی دردش لازم بود و البته التیام بخش.براستی هدف از ازدواج چیست؟

ازدواج وشادی
بارها و بارها شنیدیم که انسان اشرف مخلوقات خداوند ست و خدا بعد از خلقت انسان به خودش احسنت گفته .ولی شاید شما هم مثل من آنطور که باید به عمق این مطلب فکر نکرده باشید. خالقی این همه شگفتی و موجودات عجیب و غریب خلق می کند ،تمام سیارات و کرات آسمانی را با این نظم با شکوه و وصف ناشدنی خلق می کند،تمام دریاها و اقیانوسها را با تمام موجودات درون آنها و تموم بیابانها را خلق می کند ، ولی فقط و فقط برای خلقت انسان به خودش احسنت می گوید و تازه می گوید تمام جهان هستی را به خاطر تو آفریدم .حال این خالق آیا می تواند هدفی جزشادی مخلوقش داشته باشد ؟کدوم پدر و مادری فرزند به دنیا می آورد که به او گرسنگی بدهد، تشنگی بدهد یا او را مورد اذیت و آزار قرار بدهد؟تمام دستورات خداوند و تمام باید ها و نباید های دین در واقع برای شادی ماست و البته منظور ما از شادی سرخوش بودن نیست شادی یعنی احساس رضایت از خود و زندگی خود

ازدواج می تواند با تموم سختی ها و پیچ وخم هایش ما را به شادی و حس زیبای رضایت خاطر برساند

گنج ازدواج
ازدواج راهی برای رسیدن به گنج درونی ماست.هدف از ازدواج چیست

گنجی که قابل مقایسه با گنجهایی که در

کارتونها و فیلمها می دیدیم نیست .گنج تو

فیلمها ،علاوه برسختیها و خطراتی که سر راه

رسیدن به آنها وجود داشت یه جورایی همه

کسانی را که به دنبالشان بودند را ناکام

می گذاشت و تازه داشته های آنها را هم

از آنها می گرفت.

یادتون هست که کنار همه گنج ها

همیشه یک عکس این شکلی بود؟

ولی با ازدواج در بستر امنی که برای ما

فراهم می کند و در کنار برآورده کردن نیازهایهدف از ازدواج

اساسی(حیاتی) زن و مرد،ما به گوهر درونی

خودماندست پیدا می کنیم گنجی که هیچ وقت لذت بدست آوردنش را فراموش نخواهیم کرد.

فرض کنید یک گوشی خیلی پیشرفته با

قابلیتهای بسیار بالا و گران قیمت اختراغ

کرده ایدو آن را به کسی هدیه می دهید

ولی آن شخص بلد نیست از آن به درستی استفاده کند و فقط برای گرفتن تماس ازآن استفاده می کند به عنوان خالق یا پدیداورندهآن گوشی چقدر افسوس می خورید وقتی چنین صحنه ای می بینید ؟

حتما سعی می کنید با راههایی ،قابلیت های آن گوشی را به آن شخص نشان بدهید و وقتی می بینید از قابلیت های آن گوشی به نحو احسنت استفاده می شود چقدر احساس قدرت می کنید و آن شخص هم چقدر از شما سپاسگزار خواهد بود.

ما انسان ها با یکسری از تواناییها و استعدادها

پا به عرصه گیتی می گذاریم که در طیهدف از ازدواج

سالهایی که زندگی می کنیم این فرصت

راداریم تا آنها را شکوفا کرده و از آنها برای

بالابردن کیفیت زندگی خودمان و دیگران استفاده

کنیم ازدواج یکی از ابزارهایی ست که می تواند

ما را در این مسیر کمک کند.

با ازدواج چه چیزهایی به دست می آوریم:
۱٫رفع نیازهای اساسی
در مقاله ای که با عنوان نیازهای اساسی انسان در سایت گذاشتم (این مقاله را از اینجا می توانیددانلود کنید)گفتیم طبق نظریه انتخاب ویلیام گلسر انسان ۵ نیاز اساسی دارد که هدفش از تمام ارتباطاتش برآورده کردن این ۵ نیازه :

نیاز به بقا

نیاز به تفریح

نیاز به قدرت وپیشرفت

نیاز به آزادی

نیاز به عشق و تعلق خاطر

در واقع اگر در طی یک روز این ۵ نیاز ما به خوبی برآورده نشده باشد ما در پایان اون روز احساس خیلی خوبی نخواهیم داشت. در واقع شادی ما در گرو برآورده شدن این نیازهاست که میسر می شود و ادامه پیدا می کند،ما تمام موفقیتها و میزان رضایت مان از زندگی را با میزان شادی مان مقیاس می کنیم.

نیارجنسی
نیاز به بقا ، تمام نیازهای پایه انسان را در بر می گیرد (نیاز به غذا ،آب ،هوا،امنیت و… )که نیاز جنسی هم یکی از آنهاست . در بستر امن ازدواج این نیاز به شکل درست و دلچسبی برآورده می شود(در برآورده شدن نیازها نحوه برآورده شدن نیاز هم عامل مهمیه که به حس خوب ما به خودمان و تداوم شادی ما کمک می کند)در واقع هر نیازی هم به هرشکلی نمی تواند ارضا بشود و اگر هم به ظاهر ارضا بشود نمی تواند باعث رضایت خاطر ما بشودبه عنوان مثال: همه ما برای ادامه حیات خودمان نیاز به غذا داریم. برای رفع این نیاز راههای زیادی وجوددارد:

می توانیم این غذا رو از از دیگران در خواست کنیم یا به زور یا با درخواست محترمانه

می توانیم بی اجازه از فروشگاهی یا …برداریم

می توانیم در زباله ها به دنبال غذا بگردیم و…

می توانیم از دسترنج خودمان یا پولی که در اختیار داریم محترمانه و شرافتمندانه آن را تهیه کنید

نیاز جنسی در بستر ازدوا ج به زیبایی و به شکل درست برآورده می شود که هم باعث ایجاد حس خوب در زن و مرد می شود و هم باعث تداوم رابطه آنها و استحکام پایه های خانواده آنها می شود خانواده ای که قرار ست انشالله کانونی گرم برای رشد فرزندان باشد.هدف از ازدواج صرفا رفع نیاز جنسی نیست ولی نیاز جنسی یک عامل مهم برای شروع وتداوم رابطه عاطفی ست.

برآورده شدن نیاز به عشق وتعلق خاطر
در بین تمام نیازهایی که گفتیم نیاز به عشق و تعلق خاطر از اهمیت خاصی برخوردار هست

هیچ انسان متعادلی دوست ندار د حتی به شرط داشتن بهترین خانه و امکانات و ثروت در یک جزیره تنها بدون عشق و بدون رابطه زندگی کند. همه ما دوست داریم بین کسانی باشیم که ما را دوست دارند و ما را همانطور که هستیم به رسمیت می شناسند.

نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن آنقدر اهمیت دارد که هر کدام از ما در اوج موفقیتهای شغلی و تحصیلی اگر رابطه خوبی با دیگران نداشته باشیم و احساس صمیمی بودن با دیگران نداشته باشیم نمی توانیم احساس رضایت از افتخاراتمان داشته باشیم.

ازدواج نزدیکترین رابطه ای ست که دو نفر می توانند با هم داشته باشند که در آن خصوصی ترین ابعاد وجودشان را به معرض دید همدیگر می گذارند و به خاطر جاذبه و کششی که بین آنها به وجود می آید و با صمیمیتی که بین آنها ایجاد می شود نیاز به عشق و تعلق خاطر در هر دو طرف رابطه به زیبایی برآورده می شود.

در کنار تمام نیازهایی که گفتیم ازدواج می توانددر سایه برکاتی که دارد مسیر مارا برای رسیدن به استقلال و پیشرفت شخصی و قدرت هم هموار کند.

ادامه نسل انسان
برای تداوم نظام هستی و خلقت انسان نیاز هست که نسل انسان حفظ بشه و ادامه داشته باشد و ازدواج یک کانون امن برای میسر شدن این امر فراهم می کند (ازدواج بستری امن برای بقای نسل انسان است.)

۲٫انگیزه بخشی و اشتیاق و امید به زندگی
وقتی زن و مرد با ازدواج در کنار هم قرار می گیرند و تصمیم می گیرند که با هم برای خانواده ای که تشکیل داده اند تلاش کنند(داشتن هدف مشترک) زندگی آنها معنی زیباتری پیدا می کند و خلاقیت و توانمندیهای آنها شروع به شکوفایی می کند هم زن و هم مرد در واقع سعی می کنند هر چه در چنته دارند برای پایداری ازدواجشان خرج کنند و در عوض آن حس زیبای با هم بودن و همدلی را دریافت کنند.

داشتن فرزند و تلاش برای تربیت و رفع نیازهای او یک هدف مشترک در اکثر ازدواجهاست که این خودش باعث ایجاد همدلی ،صمیمیت ،همکاری بین زن و مرد و رشد روحیه تیمی و مشارکت در آنها می شود.

۳٫شناخت بهتر خود (خودشناسی)
با ازدواج ،زن و مرد آنقدر به هم نزدیک می شوند

که آنها بهتر از هرکسی می توانند تمام وجوهخودشناسی

شخصیتی (روشن ترین و تاریک ترین وجوه شخصیتی)

همدیگر را ببینند.در واقع زن و مرد آنقدر به هم نزدیک

می شوند که مثل آینه برای هم می شوند و هر کدام از آنها به راحتی می تواند نقاط ضعف و قوت خودش را در طرف مقابلش ببیند.

خانم دبی فوردکه خدا رحمتشون کند در یکی از کتابهای خود تمثیلی آورده اند:”ما هر جایی که ایستاده باشیم به غیر از خودمان همه چیزهایی که روبروی ماست را می توانیم ببینیم به جز خودمان را در واقع تمام کسانی که بیرون از ما و مقابل ما هستند انعکاسی از خود ما هستند .”بین تمام انسانها همسران ما از همه بهتر می توانند این خدمت را به ما بکنند و ما در شناختن خودمان کمک کنند .در کتاب ازدواج گنج مقدس مفصل در این موضوع صحبت کرده ام می توانید این کتاب را از قسمت دانلودهای رایگان دریافت کنید و از خواندنش لذت ببرید.

اگر بخواهیم هدف کلی ازدواج را در یک کلمه بگوییم این می شود رسیدن به آرامش و شادی

۴٫ازدواج وخداشناسی
در سایه رفع نیازهایی که گفته شد چیزی که بدست می آوریم یک آرامش و رضایت خاطر زیبا و دوست داشتنی است که هیچ رابطه زمینی نمی تواند چنین دستاوردی را برای انسان به همراه بیاورد که با آن راحتتر می شود به رابطه آسمونی ارتباط با خالق دست پیدا کرد.

همه ما قبل از ازدواج بایدبدانیم هدف از ازدواجهدف از ازدواج

چیست و چه باید باشدو از آن مهمترباید

بدانیم هدف از ازدواج چه نباید باشد

گاهی با اهداف اشتباه یا خواسته های نادرستی که از ازدواج داریم روابط عاطفی خود را به چالشهای بزرگی می کشانیم و چه بسا باعث وقوع جدایی و آسیب های مربوط به آن می شویم .

چرا باید ازدواج کنیم؟
همگی ما انسان‌ها، دوست داریم روزی عاشق شویم و انسانی را بیابیم که ما را در مسیر خوشبختی، همراه و یار باشد. در حقیقت، برای بسیاری از انسان‌ها، داشتن عشق و شریک زندگی که با هم زندگی را بگذارنند، یکی از آرزوها و رویاهای مهمی است که در حد توان در رسیدن به آن تلاش می‌کنند.

اما به راستی، ما انسان‌ها چرا ازدواج می‌کنیم؟
دلایل علمی و روانشناختی ازدواج چیست؟
چه ازدواجی درست و مناسب خواهد بود؟

دلایل یک ازدواج خوب

عاشقی: اوست گرفته شهر دل، من به کجا سفر کنم؟
یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین دلایلی که جوش و خروش عجیب و تمایل بسیار زیادی در ما برای ازدواج ایجاد می‌کند، عشق است. زمانی که ما متوجه می‌شویم دوستدار انسانی هستیم، آرزوی این را داریم که باقی عمرمان را با آن انسان سپری کنیم.

در حقیقت زمانی که شما عشق را بیابید، نوع نگاه شما به زندگی متفاوت خواهد شد، زندگی عطر و رنگ دیگری خواهد گرفت و انرژی شما برای زندگی کردن و موثر بودن، بیشتر خواهد بود.
بنابراین اگر بتوانید در روی این کره خاکی، به شیوه درست و البته منطقی و از راه شناخت آگاهانه، انسانی را بیابید که به راستی او را دوست می دارید، به سوی ازدواج کردن متمایل خواهید شد.

البته در این زمینه به راستی باید محتاط و آگاه باشید. شور و شوق عشق در ابتدا، شما را از دیدن درست طرف مقابل مانع می‌شود و باید ابتدا اجازه دهید در حین داشتن این شور و شوق، طرف مقابل را به خوبی بشناسید.

نکته مهم: در عشق احتیاط کنید
تا زمانی که نتوانید به راستی خود را دوست داشته باشید، شما نخواهید توانست عاشق شوید و آنچه از عشق طلب می‌کنید، تنها مهرطلبی خواهد بود و به ازدواج درستی منجر نخواهد شد.

عشق و عاشقی در ازدواج

رشد و تکامل: راه عالی در مسیر انسان شدن
همه انسان‌ها از روزی که به دنیا می‌آیند، دوستدار پیشرفت کردن، رشد کردن و متعالی شدن هستند و این موضوع در جای جای زندگی انسان‌ها جاری است؛ دلیل مهمی که در ازدواج درست نیز صادق است.حال باید همین موضوع در ازدواج هم صادق باشد.

افراد در ازدواج به دنبال رشد و تکامل فردی هستند و زمانی که این موضوع را در طرف مقابل بیابند، دوستدار ازدواج خواهند بود.
جالب است بدانید، نوعی از افسردگی در زنان وجود دارد که حداقل دوبرابر مردان است و آن هم به این دلیل است که زنان بعد از مدتی که از ادواجشان می‌گذرد، متوجه می‌شوند که دچار رکودی در زندگی شده‌اند و رشد و تکامل که یکی از اهداف اصلی ازدواج است، در آنها رخ نداده است.

حتی اگر زنان به دنبال تربیت صحیح کودکان باشند، باید بدانند، تنها در سه سال اول زندگی است که باید همه وقت خود را برای تربیت آنها بگذارند و بعد از این مدت، تنها زمان محدودی از زمان خود را باید صرف کودکان بکنند و باقی زمان آنها باید متوجه رشد و تکامل خود باشد.

رشد و تکامل در ازدواج

سلامت فیزیکی و روانی خواهید داشت
اصل ازدواج آن است که در آن سلامت فیزیکی و روانی را تجربه کنید. سلامت فیزیکی که در آن امکان تغذیه، خواب، ورزش و حتی امکانات مالی مناسب برای زمان‌های بیماری شما مهیا باشد.

آنچه از سلامت روانی یاد می‌کنیم، آن است که ازدواج درستی که همه به دنبال آن هستند، ازدواجی است که در آن تحقیر، خجالت کشیدن و جنگ دائمی وجود نداشته باشد. بلکه شما یک امنیت و آرامش روانی را تجربه کنید که در این محیط و فضا، همان رشد و تکامل که در مورد دوم به آن اشاره کردیم، رخ می‌دهد. به این ترتیب، افراد زمانی که احساس کنند این ویژگی‌ها را در ازدواج می‌یابند، به آن متمایل خواهند شد.

سلامت فیزیکی و روانی در ازدواج

خوشبختی: بعد از ازدواج برای همیشه خوشبخت خواهیم بود
این باور عمومی وجود دارد که انسان‌ها تلاش می‌کنند ازدواج کنند، برای اینکه خوشبختی و خوشبخت زندگی کردن در گرو ازدواج است و داستان‌ها و افسانه‌های بسیار زیادی که در این‌باره وجود دارد، این موضوع را تایید می‌کند.

اما باید بدانید، ازدواج همان پلی نیست که شما را در مسیر و شهر خوشبختی وارد می‌کند، حتی اگر از آن دسته افرادی باشید که با ایده‌آل‌ترین فرد ممکن ازدواج کرده است.

باید بدانید که تا زمانی که در دوران مجردی شما و طرف مقابلتان، خوشبختی را تجربه نکرده باشید، بعد از ازدواج نیز در مسیر خوشبختی قرار نخواهید گرفت. پس بکوشید در مسیر خوشبختی زندگی کنید تا انسان‌های خوشبخت را نیز به زندگی خود فرا بخوانید.

خوشبختی در ازدواج

تشکیل خانواده: رویایی که همیشه دوستدارش بوده‌اید
باید بدانید به قول دکتر علیرضا شیری، ازدواج نوعی قرارداد اجتماعی محسوب می‌شود، قرادادی که با آن مزایای ویژه‌ای را کسب می‌کنید؛ از حمایت جامعه و خانواده برخوردار می‌شوید. حتی با ازدواج کردن، می‌توانید رویای همیشگی پدر و مادر خود را مبنی بر ازدواج خود محقق کنید.

تشکیل خانواده

رفع سه نوع نیاز: یکی از مهم‌ترین دلایل ازدواج
احتیاج و یا نیاز (need) یکی از مهم‌ترین اهداف و انگیزه‌های افراد برای ازدواج است. بزرگترین دلیلی که انسان‌ها در یک ازدواج می‌مانند و یا آن را رها می‌کنند، رفع نیازهای فیزیکی، روانی و اجتماعی است که دارای شدت و ضعف‌های مختلف در زمان‌های مختلف است

در این زمینه باید به این موضوع مهم توجه داشته باشید که این رفع نیاز دو طرفه است و هر دو طرف رابطه باید بتوانند این سه نوع نیاز را برای همدیگر و در حد معقولی برآورده سازند.

به عبارتی دیگر، زن و مرد، هر کدام دو چرخ از اتومبیل را تشکیل می‌دهند که باید هم‌اندازه هم باشند و با سرعت یکسانی با هم در مسیر خوشبختی گام بردارند؛ بدین معنی که بتوانند نیازهای همدیگر را برآورده کنند.

دلایل مهم ازدواج

زندگی جهت و هدف پیدا می‌کند: معنادار شدن زندگی
ما در ازدواج به دنبال یافتن اهداف و جهت‌گیری‌های تازه هستیم. در ازدواج انرژی تازه‌ای می‌یابیم تا در کنار همدیگر پیش برویم.

ازدواج مقصود و معنای زندگی ما را پررنگ‌تر می‌کند و چون به نیروی جاویدان عشق و دوست‌داشتن مجهز شده‌ایم، بهتر می‌توانیم در مسیر تاثیرگذاری خود به عنوان یک انسان، گام برداریم.

معنادار شدن زندگی

کودکی که همیشه در جستجویش بودید
ازدواج راهی برای داشتن ارتباط جنسی سالم و امن و در نهایت، تولد نوزاد و یا نوزادانی است که بقای نسل شما را به همراه خواهند داشت. در حقیقت، این میل باطنی در همه انسان‌ها وجود دارد که زندگی کنند و فرزندانی را در این جهان رشد و پرورش دهند که مایه فخر و مباهات آنها هستند.